زندگی نامه ابوریحان بیرونی
ابوریحان بیرونی مشهور به استاد رئیسی، استاد امام، بطلمیوس دوم، حکیم خوارزم بود. در ۱۶ شهریور به دنیا آمد و این روز به نام بیرونی نام گذاری کردند. وقتی پنج یا شش ساله بود به مکتب رفت و با سوال های زیادش معلم ها را کلافه کرد. آنها به او گفتند به شهر کاث برود و از معلم های آنجا سوال پرسد. پیش ابو نصر رفت، ابو نصر او را به قصر خودش بر د و به او رصد کردن را یاد داد. آنها با استفاده از اسطرلاب ارتفاع ستاره ها و حرکت آنها را اندازه می گرفتند. در ۱۸ سالگی به او لقب ابوریحان دادند. او کتاب «الباقية عَنِ القُرونِ الخالیه» برای قابوس، کتاب «تَسطيحُ الصُّوَر» را برای خوارم شاه نوشت و خوارزم شاه از او خوشش آمد و خواست بیرونی مشاور سیاسی اش بشود. در همین زمان دانشمند ما کتابی به نام «التَّحذیر من قبل التُرک» یعنی متوجه خطر ترکرهای آسیای میانه باشید. خوارزم شاه به بیرونی اجازه داد به قصرش بیاید و از بالای بام قصر ستاره ها را رصد کند. او دستگاه دیگری به نام حلقه ی
شاهیه برای رصد ستارگان ساخت. سلطان محمود، بیرونی را به غزنین برد و از او خواست، تا از روی حرکت ستاره ها آینده را پیش بینی کند. ابوریحان می دانست که این کار شدنی نیست؛ اما سلطان حرفش را باور نکرد و او را در قلعه ی نند نه در پاکستان زندانی کرد او در زندان موفق شد با اسطور لاب قطر کره زمین
را اندازه بگیرد.
در سال ۴۱۵ فرستادگان حاکم منطقه سیبری پیش محمود آمدند و گفتند نزد یک قطب شمال خورشید چندین روز غروب نمی کند. سلطان گفت این حرف دروغ و کفر آمیز است. اما ابوریحان به محمود گفت: که این درست است و خورشید، درآنجا جوری می تابد که شش ماه روز است و ۶ ماه شب. در سال ۴۱۸ رسالی «استخراج الاوتار» را که درباره ی اندازه گیری و ترهای کره ی زمین بود تمام کرد. در همین سال یک ساعت آفتابی برای مسجد جامع غزنین اختراع کرد. در اوایل حکومت مسعود کتاب مهم «تحقیق ما للسند » که اولین کتاب هند شناسی است را تمام کرد. در سال ۴۳۳ ابوریحان دیگر پیر شده بود و دوباره به خوارزم بازگشت. چند آثار دیگر او « اِستيعابُ الوُجُوه المُمكِنَه فى صَنعيةِ اُصطور لاب» یعنی روش شاخت اسطور لاب « تحدیدُ نهایات الاِمکان» که درباره ی طول و عرض جغرافیایی شهرها «تَسطيحُ الصُّوَر وَ تَبطيحُ الکُوَر » که درباره ی این است که چطور نقشه ی کره ی زمین را در کاغذ بکشیم.
او می گوید علم تو نباید چیزی باشد که از تو بدزدند یا گمش کنی ، باید آن را حفظ و هضم کنی . دو دلیل برای کروی بودن زمین آورد. دلیل اول : قوس های روی زمین شبه قوس های فلک و قوس های پرتقال و هندوانه کروی است. دلیل دوم : وقتی ماه گرفتگی می شود
سایه ی زمین روی ماه می افتد و زمین کروی دیده می شود. البته این نظر را قبلاً یونانی ها هم داده بودند. ابوریحان طول سال را ۳۶۵ روز و ۵ ساعت و چهل و شش دقیقه و ۴۶٫۵ ثانیه حساب کرد. او بر روی اسطور لاب چیزی به نام صَفیحهُ اَلتسییر اضافه کرد. با این کار یک اسطور لاب میکانیکی ساخت.
در مقدمه آخرین کتابش یعنی الصَّنَه نوشته که سنش از هشتاد گذشته و به علت ضعف بینایی و شنوایی دستیاری به نام نَهشَعی را استخدام کرده تا برایش بنویسد.
زندگی نامه ابوریحان بیرونی
ابوریحان بیرونی مشهور به استاد رئیسی، استاد امام، بطلمیوس دوم، حکیم خوارزم بود. در ۱۶ شهریور به دنیا آمد و این روز به نام بیرونی نام گذاری کردند. وقتی پنج یا شش ساله بود به مکتب رفت و با سوال های زیادش معلم ها را کلافه کرد. آنها به او گفتند به شهر کاث برود و از معلم های آنجا سوال پرسد. پیش ابو نصر رفت، ابو نصر او را به قصر خودش بر د و به او رصد کردن را یاد داد. آنها با استفاده از اسطرلاب ارتفاع ستاره ها و حرکت آنها را اندازه می گرفتند. در ۱۸ سالگی به او لقب ابوریحان دادند. او کتاب «الباقية عَنِ القُرونِ الخالیه» برای قابوس، کتاب «تَسطيحُ الصُّوَر» را برای خوارم شاه نوشت و خوارزم شاه از او خوشش آمد و خواست بیرونی مشاور سیاسی اش بشود. در همین زمان دانشمند ما کتابی به نام «التَّحذیر من قبل التُرک» یعنی متوجه خطر ترکرهای آسیای میانه باشید. خوارزم شاه به بیرونی اجازه داد به قصرش بیاید و از بالای بام قصر ستاره ها را رصد کند. او دستگاه دیگری به نام حلقه ی
شاهیه برای رصد ستارگان ساخت. سلطان محمود، بیرونی را به غزنین برد و از او خواست، تا از روی حرکت ستاره ها آینده را پیش بینی کند. ابوریحان می دانست که این کار شدنی نیست؛ اما سلطان حرفش را باور نکرد و او را در قلعه ی نند نه در پاکستان زندانی کرد او در زندان موفق شد با اسطور لاب قطر کره زمین
را اندازه بگیرد.
در سال ۴۱۵ فرستادگان حاکم منطقه سیبری پیش محمود آمدند و گفتند نزد یک قطب شمال خورشید چندین روز غروب نمی کند. سلطان گفت این حرف دروغ و کفر آمیز است. اما ابوریحان به محمود گفت: که این درست است و خورشید، درآنجا جوری می تابد که شش ماه روز است و ۶ ماه شب. در سال ۴۱۸ رسالی «استخراج الاوتار» را که درباره ی اندازه گیری و ترهای کره ی زمین بود تمام کرد. در همین سال یک ساعت آفتابی برای مسجد جامع غزنین اختراع کرد. در اوایل حکومت مسعود کتاب مهم «تحقیق ما للسند » که اولین کتاب هند شناسی است را تمام کرد. در سال ۴۳۳ ابوریحان دیگر پیر شده بود و دوباره به خوارزم بازگشت. چند آثار دیگر او « اِستيعابُ الوُجُوه المُمكِنَه فى صَنعيةِ اُصطور لاب» یعنی روش شاخت اسطور لاب « تحدیدُ نهایات الاِمکان» که درباره ی طول و عرض جغرافیایی شهرها «تَسطيحُ الصُّوَر وَ تَبطيحُ الکُوَر » که درباره ی این است که چطور نقشه ی کره ی زمین را در کاغذ بکشیم.
او می گوید علم تو نباید چیزی باشد که از تو بدزدند یا گمش کنی ، باید آن را حفظ و هضم کنی . دو دلیل برای کروی بودن زمین آورد. دلیل اول : قوس های روی زمین شبه قوس های فلک و قوس های پرتقال و هندوانه کروی است. دلیل دوم : وقتی ماه گرفتگی می شود
سایه ی زمین روی ماه می افتد و زمین کروی دیده می شود. البته این نظر را قبلاً یونانی ها هم داده بودند. ابوریحان طول سال را ۳۶۵ روز و ۵ ساعت و چهل و شش دقیقه و ۴۶٫۵ ثانیه حساب کرد. او بر روی اسطور لاب چیزی به نام صَفیحهُ اَلتسییر اضافه کرد. با این کار یک اسطور لاب میکانیکی ساخت.
در مقدمه آخرین کتابش یعنی الصَّنَه نوشته که سنش از هشتاد گذشته و به علت ضعف بینایی و شنوایی دستیاری به نام نَهشَعی را استخدام کرده تا برایش بنویسد.

ابوریحان بیرونی